دکتر حسن کرباسی آرانی متخصص اعصاب و روان (روانپزشک)

دکتر حسن کرباسی آرانی متخصص اعصاب و روان (روانپزشک)

دکتر حسن کرباسی آرانی بورد تخصصی اعصاب و روان (روانپزشک) ومشکلات جنسی و مشاوره
دکتر حسن کرباسی آرانی متخصص اعصاب و روان (روانپزشک)

دکتر حسن کرباسی آرانی متخصص اعصاب و روان (روانپزشک)

دکتر حسن کرباسی آرانی بورد تخصصی اعصاب و روان (روانپزشک) ومشکلات جنسی و مشاوره

8 توصیه به سالمندانی که همسرشان را از دست داده‌اند تو رفتی و دلم غمین شد...


8 توصیه به سالمندانی که همسرشان را از دست داده‌اند
تو رفتی و دلم غمین شد...





1 همراه داشتن عکس محبوبتان

با قراردادن عکس‌هایی از خود یا کسانی که دوستشان دارید در کیف پولتان، کمتر دچار افسردگی خواهید شد. پژوهشی جدید نشان می‌دهد نگاه به عکس‌ها و اشیایی که یادآور فرد محبوب زندگی شما هستند، در کاهش احتمال بروز افسردگی‌تان موثر خواهد بود. پژوهشگران می‌گویند اگر سالمندی فقط از طریق نگاه به عکس همسرش به یاد او باشد، این کار باعث کاهش احساس درد او به دلیل کهولت سن می‌شود.

2 روابط خانوادگی و اجتماعی

براساس نتایج مطالعه‌ها، افرادی که به‌خصوص در سنین سالمندی، در شبکه‌های ارتباط اجتماعی قوی عضویت دارند، در برابر افسردگی و عصبانیت بیشتر در امان هستند. پیدا کردن دوستان جدید برای افراد مسن هنگام از دست دادن همسر، اقوام و دوستان بسیار مهم است. عضویت در کتابخانه، موسسه‌های خیریه، تماس با دوستان قدیمی، ملحق شدن به گروه‌های ورزشی، فعالیت در گروه‌های مذهبی و شغلی و کاری از دیگر فعالیت‌هایی است که سالمندان را از خطر افسردگی نجات می‌دهد. حتی می‌توانند به کنسرت‌ها، سخنرانی‌ها، تئاتر و سینما هم بروند. اگر می‌خواهید بیشتر عمر کنید، روابط اجتماعی و خانوادگی خود را حفظ کنید. اگر فرد سالمندی روابط خانوادگی ضعیفی داشته باشد، احتمال مرگ او بیش از افرادی خواهد بود که اطرافشان پر از کسانی است که به آنها مهر می‌ورزند و او هم به آنها مهر می‌ورزد. آلزایمر نیز در کسانی که با اعضای خانواده، خویشاوندان و همچنین گروه‌های اجتماعی ارتباط خوبی دارند، دیرتر از کسانی که گوشه‌گیر و کم‌ارتباط هستند، ظاهر می‌شود.

3 پرورش گل و گیاه

اگر می‌خواهید سکته نکنید، باغبانی کنید!

4 معنویت

پرداختن به امور معنوی به سالمندان احساس خوبی می‌دهد و آنها باید سعی کنند عقاید معنوی خود را تقویت کنند. این کار ممکن است به تخفیف حس تنهایی، افسردگی و اضطراب آنها هم کمک کند.

 

5 همنشینی با مثبت‌اندیشان

وقتی با یک ‌نظر مثبت و با تقویت هیجان‌های مثبت به موضوعات نگاه شود، حل مساله و تحمل مشکلات آسان‌تر می‌شود. پس سالمندان برای حفظ سلامت باید مثبت فکر کنند و دید خوبی نسبت به اطرافتان داشته باشند. برای کسب این دیدگاه و تقویت آن، همنشینی با مثبت‌اندیشان توصیه می‌شود.

6 ورزش‌های جسمی

کاهش توانایی جسمی و کیفیت زندگی،2 عامل از عوامل بروز افسردگی در سالمندان است. یکی از بزرگ‌ترین نگرانی‌های سالمندان پس از بازنشستگی نیز ترس از کارافتادگی یا سقوط است. هرچه میزان پوکی استخوان، آرتروز و ضعف سیستم قلبی بالاتر ‌رود، احتمال از کارافتادگی نیز بیشتر خواهد بود بنابراین پرداختن به ورزش (مخصوصا ورزش‌هایی ساده‌ای مانند پیاده‌روی یا ورزش‌های مراقبه‌ای مانند یوگا) برای سالمندان بسیار مفید است زیرا علاوه بر اینکه تعادل، استحکام استخوان‌ها و سلامت جسمی سالمند را تضمین می‌کند، اعتمادبه‌نفس او را هم بالاتر می‌برد.

 

7 ورزش‌های ذهنی

زمانی که فکر می‌کنید خرد کافی دارید، ذهن بنای ناسازگاری می‌گذارد و به تعبیری شما را به بازی می‌گیرد. مثلا یادتان نمی‌آید اتومبیلتان را کجا پارک کرده‌اید و... البته فراموشی در دوران سالمندی تا حدی طبیعی است. شما دارای تجربه‌ها و اندوخته‌های فراوان ذهنی هستید و مغزتان مانند یک عضله است که برای اینکه قوی بماند، باید از آن استفاده کنید. راه سالم نگه‌داشتن ذهن، مطالعه دائمی است بنابراین کتاب بخوانید و جدول حل کنید و...

8 ماهی‌های آکواریومی و پرنده‌های قفسی

همان‌طور که پرورش گل و گیاه و پرداختن به امور باغبانی و گلکاری می‌تواند حس خوشایندی در سالمندان ایجاد کند، بعضی روان‌شناسان معتقدند که نگهداری از حیوانات خانگی (مانند نگهداری پرنده در قفس یا ماهی در آکواریوم) نیز می‌تواند سودمند باشد. آنها معتقدند این کار می‌تواند باعث افزایش سطح سروتونین و دوپامین در مغز و در نهایت آرامش بیشتر سالمندان شود. بروز این تاثیرات مثبت محدود به نگهداری نوع خاصی از حیوانات خانگی نیست و حتی داشتن آکواریوم هم می‌تواند چنین آثار مثبتی داشته باشد.

نگهداری از حیوانات خانگی نه‌تنها به بهبود «کیفیت زندگی» منجر می‌شود بلکه می‌تواند کمیت زندگی را هم بهبود بخشد. مثلا عوامل خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی- عروقی در صاحبان حیوان خانگی، در مقایسه با افراد مسنی که هیچ حیوان خانگی‌ای نداشتند، کمتر است. به‌علاوه، میزان قابل‌توجهی از سطح تری‌گلیسیرید و کلسترول خون در سالمندان کاهش می‌یابد. به این ترتیب صاحبان حیوانات خانگی نسبت به سالمندان دیگر کمتر مستعد ابتلا به حمله‌های قلبی هستند. همچنین نتایج مطالعه دیگری در آمریکا نیز نشان می‌دهد سالمندانی که یک حیوان خانگی دارند و دچار حمله قبلی شده‌اند، شانس بیشتری برای زنده ماندن (بیش از یک سال) نسبت به دیگران دارند.

منابع: psychology today, pets life   

 

ویرایش:1/11/1392

تألیف: دکتر حسن کرباسی ارانی-نیمه دوم سال 1392

 

 

sal2.jpg8 توصیه به سالمندانی که همسرشان را از دست داده‌اند



 

(شماره)

 

کلینیک دکتر کرباسی

متخصص اعصاب و روان

مشکلات جنسی، اعتیاد،مشاوره

کاشان، چهارراه آیت الله کاشانی ، جنب بازار علی،  پاساژ ولیعصر (عج)

4 الی 10 شب

تلفن: 4464242-4456164

همراه: 09131622363

آدرس اینترنتی:drkarbasi32.blogfa.com

راهکارهایی برای شناسایی و مقابله با وسوسه مصرف مواد در طول درمان ناگفته‌های ترک اعتیاد


راهکارهایی برای شناسایی و مقابله با وسوسه مصرف مواد در طول درمان


ناگفته‌های ترک اعتیاد
اعتیاد نه یک بیماری ساده و بسیط، بلکه معضل پیچیده‌ای است که مجموعه‌ای از عوامل در ایجاد و تداوم آن نقش دارند. به بیان دیگر، اعتیاد یک بیماری زیستی - روانی - اجتماعی است و درمان آن هم مستلزم پرداختن به تمام حوزه‌هایی است که یک انسان با آن مواجه است. تقلیل اعتیاد به یک بیماری طبی، همان‌قدر ناکارآمد است که آن را فقط یک اختلال روانی بدانیم یا فقط به مشکلات محیط و اجتماع نسبت دهیم.
ژنتیک نقش پررنگی در ابتلا به اعتیاد دارد. براساس کتاب‌های مرجع روان‌پزشکی، 50 درصد بار اعتیاد بر دوش عوامل وراثتی است. فرزندانی که والدین وابسته به مواد دارند، در معرض خطر زیادی هستند‌ بنابراین به مراقبت ویژه و برنامه‌ای خاص برای جلوگیری از ابتلا نیاز دارند.
اعتیاد و مکانیسم‌های دفاعی
توجه به آسیب‌شناسی روانی هم نقش مهمی ‌در شناخت و درمان بیماران مبتلا به سوءمصرف مواد دارد. همراهی اعتیاد با برخی انواع اختلال شخصیت از جمله شخصیت‌ ضداجتماعی و مرزی و نیز مکانیسم‌های دفاعی ناکارآمد و ناپخته، در ذیل این عنوان قرار می‌گیرد. به زبان فرویدی، عموم بیماران، من (ego) آسیب‌دیده‌ای دارند که سعی دارند با توسل به مکانیسم‌های دفاعی غیرتطابقی از آن مراقبت و حمایت کنند. درواقع، به جای آنکه با کمک روان‌درمانی، برای انسجام «من آسیب دیده» خود گام بردارند، با توسل به مکانیسم‌های دفاعی ناپخته باعث تشدید و عمیق‌شدن آسیب‌های روانی می‌شوند. مکانیسم‌های دفاعی ناکارآمد، بسان یک چرخه معیوب باعث برهم خوردن هر چه بیشتر تعادل روانی می‌شوند. این روند اگرچه ظاهر حمایتی و سازگارانه دارد اما درواقع بر سر شاخ نشستن و بن بریدن است که نه از تاک نشانی می‌گذارد و نه از تاک‌نشان. اینجاست که نقش کلیدی و حیاتی روان‌درمانی در بازیافت «من مغشوش» آشکار می‌شود. در این بین، شایع‌ترین مکانیسم دفاعی، انکار است. عموم مراجعان، مشکلات خود را یا باور ندارند یا به مراتب کمتر از آنچه که است، می‌پندارند. گام نخست درمان، آن است که درمانجو تصویری واقعی از اختلال خود در ذهن داشته باشد و بداند با انکار، مشکلی حل نمی‌شود. او باید باور کند که با         پاک کردن صورت مساله، مساله حل نخواهد شد، معضل می‌ماند و حیات ثمربخش یک انسان را به نابودی می‌کشاند.
از دیگر مکانیسم‌های دفاعی رایج، فرافکنی است؛ به‌طوری که شخص، تمام مشکلات خود را به محیط بیرونی نسبت می‌دهد. مثلا اعتیاد خود را به نحوه تعامل خانواده نسبت می‌دهد و معتقد است که فلان برخورد خانواده، باعث شده در دام اعتیاد گرفتار شود. از دیگر مکانیسم‌های دفاعی رایج، دلیل‌تراشی است. مثلا خیلی از معتادان شکست عاطفی را عامل روی آوردن به مواد می‌دانند. مسیر حرکت روان‌درمانگر در جهتی است که به‌تدریج مکانیسم‌های روانی غیرتطابقی و ناکارآمد به مکانیسم‌های روانی تطابقی و کارآمد تبدیل شوند. طی این روند، «انسجام من» افزایش می‌یابد که خود به افزایش عزت‌نفس در بیمار می‌انجامد و درنهایت شانس ماندن در ترک را افزون می‌کند.
ترک اعتیاد، وسوسه و لغزش
90 درصد کسانی که تصمیم به ترک می‌گیرند، موفق به این کار می‌شوند اما متاسفانه 90 درصد آنها در یک بازه زمانی 6 ماهه دوباره مصرف مواد را از سر می‌گیرند. به این ترتیب باید گفت مشکل در ترک اعتیاد نیست بلکه در ثبات در پرهیز است. البته باید به درمان‌جو اطمینان خاطر داد که نه تنها «وسوسه» امری طبیعی است، بلکه «لغزش» هم گریز‌ناپذیر است. همه توش و توان باید در این مسیر باشد که «وسوسه» کمتر به «لغزش» تبدیل شود و لغزش به «عود کامل» تبدیل نشود. یکی از خصوصیات سرشتی معتادان، نگاه همه یا هیچ به کل زندگی و از جمله به درمان است. نگاه همه یا هیچ، بار اضافی بر دوش بیمار می‌نهد که خود مخرب روند درمان است. این بیماران می‌پندارند که 1 یا 2 بار لغزش، به معنای شکست درمان است و درنتیجه مقاومتشان درهم شکسته می‌شود و به نقطه صفر برمی‌گردند.
توصیه می‌شود هنگام هجوم وسوسه، بیمار حداقل 20 دقیقه به خود وعده دهد که برآوردن آن را به تعویق اندازد، موقعیت را ترک کند و بیرون برود. با خود با صدای بلند حرف بزند و حین این گفت‌و‌گوی مثبت، راهی را که طی کرده است، در نظر آورد. قلم بردارد و از حمله وسوسه بنویسد. اجازه دهد تا این سوژه طغیانگر و آزاردهنده، به موضوعی رام و مهارشدنی تبدیل شود. بی‌دلیل نیست که مرحوم شریعتی می‌گفت: «نوشتن برای فراموش کردن است.» او باید نرمش‌های آرام‌بخش همراه با دم و بازدم عمیق انجام دهد، در صورت امکان با درمانگرش ارتباط برقرار کند یا حداقل با دوستی حمایتگر حرف بزند، مهم‌ترین دلیلی که باعث می‌شود باز به سوی مواد نرود، روی کارتی بنویسد و همیشه و همه جا همراه داشته باشد. صرف وقت در امور خیریه و عام‌المنفعه به بازسازی و هویت بخشی «من زخم خورده» کمک می‌کند. این مسیر باعث می‌شود درمان‌جو از نقش یک انسان نیازمند به کمک به نقش انسانی مددرسان درآید که خود باعث افزایش احساس عزت‌نفس در او می‌شود. به این ترتیب، درمان‌جو طی «یک مسیر شدن» از موجودی منجمد و رقت‌انگیز به انسانی شکوفا و سازنده تبدیل می‌شود.
این افزایش حساسیت و این نداشتن انعطاف می‌تواند مخرب روند پرهیز و محرک پناه بردن به مواد باشد. ضروری است که درمان‌جو عوامل بیرونی و افکار درونی مزاحم خود را بشناسد، آن را فهرست کند و درباره آن با روان‌درمانگر به گفت‌و‌گو بنشیند. مراجع باید بیاموزد که در موقعیت‌های مختلف چگونه رفتار کند. او باید بداند که گوشه‌نشینی، عزلت‌جویی، سر در جبین خود فرو بردن و سکوت پیشه‌کردن باعث تشدید ناآرامی‌ درونی می‌شود. از دیگر سو، رفتار و گفتار تهاجمی، تحریک‌پذیر و خشن نه‌تنها باعث رضایتمندی نمی‌شود بلکه باعث تشدید ناآرامی‌ درونی خواهد شد. هرگونه     تنش هیجانی می‌تواند آبستن یک عود کامل باشد. از این رو آموختن «هنر گفتن»، «هنر شنیدن» و نیز «مهارت جرات‌مندی» در تخلیه هیجانی بهنجار بیمار ضروری است. همچنین آموزش مهارت‌های سازگاری و انعطاف‌پذیری در برابر تنش‌های محیطی نقش مهمی ‌در پیشگیری از عود دارد. مثلا رد کردن پیشنهاد مصرف مواد یک مهارت است. مهارتی که باید چنان با سرشت درمان‌جو عجین شود که در اوج وسوسه مستقیم، در چشم پیشنهاددهنده نگاه کند و قاطعانه بگوید: «نه»، و به صراحت بگوید: «دیگر چنین تعارفی نکن» و بعد هم بلافاصله موضوع صحبت را عوض کند.
خلاصه اینکه
درمان اعتیاد نه یک پروژه کوتاه‌مدت بلکه فرایندی طولانی‌مدت است. روندی که بخش کوچکی از آن، کنار گذاشتن مواد است و بخش عمده آن کنار آمدن با این کنار گذاشتن. این امر، گاه مستلزم تغییر شیوه زندگی پیشین است. گویی که نوعی همبستگی میان انواع عادت‌های آدمی ‌با عادت اعتیاد وجود دارد. از این رو لازم است درمانجو در نوع روابط گذشته، دوستانی که با آنها طی طریق کرده، عادت‌های غذایی و حتی لباسی که بر تن می‌کرده، بازبینی و تجدیدنظر کند. درمان پایدار اعتیاد، مستلزم آن است که یک بار دیگر داستان زندگی از نو نوشته شود. این نگاه انسان‌مدار و یکپارچه‌نگر باعث می‌شود اعتیاد از قالب یک معضل مجرد به مثابه پدیده پیچیده‌ای درآید که تمام ‌وجوه انسانیت یک انسان را تحت‌تاثیر خود قرار داده است. چنین رویکردی می‌تواند به نتایج بسیار ثمربخشی بینجامد.
ویرایش:1/11/1392
تألیف: دکتر حسن کرباسی ارانی-نیمه دوم سال 1392

ناگفته‌های ترک اعتیاد


 (شماره)

کلینیک دکتر کرباسی
متخصص اعصاب و روان
مشکلات جنسی، اعتیاد،مشاوره
کاشان، چهارراه آیت الله کاشانی ، جنب بازار علی،  پاساژ ولیعصر (عج)
4 الی 10 شب
تلفن: 4464242-4456164
همراه: 09131622363
آدرس اینترنتی:drkarbasi32.blogfa.com